ناصر الدين شاه قاجار

7

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

از عملهء خلوت و پيشخدمتها اشخاصى كه الحال در ركاب هستند عزيز السّلطان مجد الدّوله جلال الدّوله جلال الملك اكبر خان نايب ناظر حسن خان حسين خان عبد الحميد خان معتضد السّلطنه اديب الملك احتساب الملك غلام حسينخان جنرال سيّد محمّد خان كريمخان ميرزا تقيخان محمّد حسينخان رئيس اصطبل توپخانه اعتماد الحضرة مرتضى خان آبدارباشى ناظم خلوت و غيره و غيره دكتر فوريه و مسيو هينبت خان دندان‌ساز هم ملتزم ركابند ملتزمين ركاب زياد هستند كه در اينجا اسم برده نميشوند روز يكشنبه هيجدهم امروز بايد بحسن‌آباد برويم از سراپرده آمديم بيرون جمعى از نوكر حاضر بودند جناب امين السّلطان هنوز از شهر نيامده است معتمد الدّوله كه حاكم فارس بود و معزول شده است ديشب بحسن‌آباد رسيده و امروز صبح دم كالسكه با پسرش احتشام الملك بحضور رسيدند عبد الحسينخان هم كه لقب ناصر السّلطنه و خلعت سردارى ترمهء شمسه مرصّعى به او مرحمت شده بود در اينجا حاضر بود نايب السّلطنه با حاجى بهار الدّوله و مشير خلوت و ساير بستگانش آمده مرخّص شدند كه به شهر بروند عضد الملك و مشير الدّوله و جمعى ديگر هم بودند كه مرخّص شهر شدند بعد سوار كالسكه شده رانديم ديروز وقتى كه نزديك كاريزك رسيديم فخر الملك را ديديم كه سوارهء قورت بيگلو را منظّما حاضر كرده بود سوارهاى خوبى به نظر آمدند و اسبهاى فربه خوب داشتند براى هر طايفه و دستهء از سوار يك